A wide view into the world of photography

Thursday, May 10, 2007

بازتاب
* امروز آخرین روز نمایشگاه گروهی " حیات خلوت " است.نقد ذیل را یکی از بازدید کنندگان نمایشگاه - که یک عکاس بسیار جوان است - نوشته و در اختیار این وبلاگ قرار داده. ضمن سپاس از ایشان ، نقد را بدون هیچ کم و کاستی منتشر می کنم. مشتاقانه منتظر شنیدن نقدهای دیگر دوستان و عکاسان هستم چرا که " نقد " رشدی را نصیبم می کند که در جای دیگر نمی توان بسادگی آنرا پیدا کرد
------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهی به نمایشگاه عکس گروهی حیات خلوت
حمید جسمی

تو یک رهگذری و عجله داری ، پوستری رو میبینی، وقتی از موضوع اون با خبر میشی به این فکر میکنی که تو این هفته چه جوری میتونی یه وقت خالی پیدا کنی، یادداشت میکنی...و تمام.
ولی قصه راجع به این نمایشگاه تازه شروع میشه...چند قدمی که جلوتر میری به ذهنت میرسه که ابهامی در کاره : این حیات خلوت ، آن حیاط خلوت . کمی بیشتر فکر میکنی و تازه متوجه پوستر میشی و درک و رابطه عمیق طراح پوستر با این عنوان.
اولین کلیشه در بدو ورود به نمایشگاه برایت شکسته می شود. عکاسان با ظاهر و حالت های مختلف در کنار عکسهاشون ، کار خیلی خوبیه ، مخصوصا برای یه بازدید کننده عادی. ظاهر غیر متعارف و غیر رسمی آقای علایی ( با شلواری که پاچه های اون به بالا کشیده شده ) یخ فضا رو میشکنه.
شاید برای عکس اول، انتظار دیدن هر عکسی رو داشته باشید جز یک عکس سیاه سفید با کنتراست و نویز بسیار بالا. فضاهای وسیع و باز اطراف سوژه و کنتراست زیاد سوژه با محیط اطرافش درک تنهایی سوژه رو برات آسون میکنه.نکته دیگه که تو عکسهای آقای بندار مقدم دیدم ، در کنتراست بودن خود سوژه با خودش در چند عکس(مثل گاو یا آن سگ گله) و تنهایی سوژه در فضاهای خالی است.نویز زیاد عکس ها شاید در دید اول ذهن شما رو آشفته کنه ولی بعد نگاه رو کاملا در کل عکس میچرخونه و در رسوندن مفهوم و تاثیر گذاریش کمک بزرگی میکنه.

حالت صورت بازدید کننده ها بعد از دیدن هر عکس کیارنگ علایی خودش میتونه یه سوژه باشه واسه عکاسی ، وتمامی این حالات نشون دهنده شگفتیه بیننده است از ترکیب بندی های نادر و عجیب عکسهای ایشون. جدا از این نگاه احساسی، باید توجه داشت در اکثر عکس ها نشانه های زیادی رو میبینیم .نشانه هایی که قراره در کنار هم حرفی بزنه : از حیات . حیات انسانهایی تنها. و چرایی این تنهایی...

قرار نیست تو به عکس های آقای جواد زاده حرفی بزنی که اون بخواد جوابی بده. خود عکس حمله میکنه به ذهن تو و ذهن تو رو می بره جای لحظه فشردن شاتر . و تو میتونی اطراف رو نگاه کنی. موقیعت رو حس کنی و بفهمی که چرا عکاس تصمیم گرفته از این لحظه و موقعیت عکس بگیره . و در آخر تو چند چیز خوب از این لحظه ها یاد گرفتی. در چند عکس دید انتقادی عکاس به وضعیت سیاسی و فرهنگی جامعه کاملا آدم رو تکون میده و یه بار دیگه قدرت عکاس رو به رخ میکشه.

راستش با شناخت دورادوری که از اقای فتحی داشتم فکر میکردم آدمی است درونگرا ، با روحیه ای حساس. دیدن این عکسهای ایشون هم بیشتر منو به این برداشت نزدیک کرد. در تمام عکسها رمزی هست ، چیزی شبیه قصه . دقت در انتخاب اجزای عکس و راه ندادن خیلی چیزها نشان از دقت و سختگیریه اقای فتحی داره.

و حال چهره هایی خسته ولی امیدوار :
عکسهای ساعد نیک ذات
صحبت از زندگی است و رنج هایی که به عادت در زندگی بدل شده است. استفاده مناسب از نور طبیعی هم در جهت رنگ عکس ها و هم در جهت ایجاد سایه ها ، کادر و ترکیب بندی هایی ساده ولی دقیق. این چیزها رو هر آدمی از عکسی که اسم ساعد نیک ذات زیرشه توقع داره، در واقع ویژه گی اصلی این عکس ها نگاه ستودنی اقای نیک ذاته در انتخاب سوژه ها ،فضاها، حالت ها. نگاهی که حاکی از تجربه های زیاده.

وبعد از دیدن 30 عکس در فضاهای باز و بسته ناگهان به 6 عکس استودیویی میرسیم. ماکروگرافی هایی که بر عکس تمام عکس های قبل خیلی برایت ملموس نیست..نورپردازی های هدفمند و درست و صبر زیاد ی که عکاس خرج این کار ها کرده ، اثار سورئالیستی به وجود آورده که باید کلنجار زیادی با خودت بری تا اونا رو بفهمی.

در مجموع با توجه به عنوان نمایشگاه ، نمایش نسبتا موفقیست.
در بعضی از عکس های ارائه شده شاید نیاز زیادی به وجود یک قاب حس میشه..ولی در کل با توجه به این که برای عکسها هیچ قابی در نظر گرفته نشده و عکس ها در سایز بزرگ و روی تخته سوار شده کار جدید و خوبیه.
همه جا خوانیدم و شنیدیم که حیات خلوت شش عکاس خراسانی. هر چه قدر به ذهنم فشار آوردم ، آقای نیک ذات رو بوشهری میشناسم، آقای صافی و فتحی رو هم تهرانی ( آقای بندار مقدم اهل کجاست ؟) فقط آقای جواد زاده و علایی رو خراسانی یادم آمد
در خبر ها خواندم که عکاسان دعوت به ساده دیدن کردند.قبول کنید که نمیشه این عکس هارو به سادگی دید.
انتخاب نگارخانه میرک یکی از نقاط ضعف این نمایشگاهه. نور پردازی بد و جود اشیا مزاحم مثل ستون و کولر و شوفاز و سقف کوتاه...نمیدونم چی شده که اینجا رو انتخاب کردن.