
چند عکس مستند از مرد جوان چینی که مثل همه ی ما ، غذا می خورد و از غذا خوردن لذت می برد. مثل همه ی ما بدش نمی آید که بعد از غذا ساعاتی را به چرت نیمروزی بپردازد.
وقتی تنهاست و فکر می کند، دستش را بر پیشانی می گذارد : درست مثل من و تو. او حتی اشک میریزد و گاهی نیاز دارد که روی صندلی چرخدار به گردشی کوتاه در سالن های بیمارستان بپردازد.
این جوان چینی در اثر یک لیمفدما ( فیلاریاسیس ) سیستم لنفاوی بدنش مورد حمله قرار گرقته، تمامی صورتش به گونه ای که می بینید، برهم ریخته و دفرمه شده است. این بیماری که به شکل های مختلف در خیلی از انسان ها دیده شده گاهی توسط کرم هایی که در مناطق حاره وجود دارند ، ایجاد می شود و سیستم لنفاوی را از کار می اندازد. اما پزشکان چینی در تلاش برای بهبود او و ایجاد پروتزی برای او هستند تا مثل من و شما بتواند در اجتماع زندگی کند.
اما این آشفتگی او ، برایم تازگی ندارد!؟
چون، دقیقا من هم وقتی در زیر سایه نگاههای مردم کوچه و خیابان، که حاکی از قضاوتهای ناعادلانه آنهاست، می شکنم؛ اینطور می شوم
نگاههای که شب و روز مرا در زیر رادیکال جمع و تفریق می کنند و من باید همیشه محکوم به این باشم که بار "X" یک
را در کنار نامم یدک بکشم
ابوالفضل عرفانی
چقدر عجیب و دردناک!
n-صبا
دوست عزیز جناب علایی من بار ها و بار ها این عکس ها درسایت های خبری دیدم و حتی نظر یکی از بینندگان برایم بسیار جالب بود " جماعتی که هر چیزی که گیرشان می آید می خورند طبیعی است که یک مشکل این چنینی پیدا کنند " اما خداییش هیچ جا تحلیل و موشکافی علمی شمارا ندیدم و نخواندم !! اما ... اما مهمترین نکته در برخورد با این بیمار یا سایر بیماران دفرمه شده " مشکلی که هر لحظه و هر هنگام ممکن است برای کسی اتفاق بیفتد " فرهنگ برخورد درست و نه دلسوزی و نه نگاه تمسخر و نه نگاه ترحم است ... فرهنگی که علی رغم تعداد زیاد مجروح و جانباز در کشور ما هنوز اصلا" پردازش فرهنگی نشده است و هنوز که هنوزه ظاهر افراد که دچار مشگل شده است مبنای قضاوت بسیار از هم میهنانمان است . ظاهری که گفتم هر لحظه در گزند آفات است .بحث و جدل پیش آمده برای عکاس محترم خبرگزاری فارس که از کودکان دچار حادثه آتش سوزی شده در مدرسه ابتدایی و کنار هم قراردادن کودکان با چهر های دفرمه شده سوخته در کنار عکس های زیبای قبل از حادثه شان را خاطرتان است ؟؟ به نوعی نگارش دوست عزیزم آقای ابوالفضل عرفانی را تایید می کنم و خودم هنوز که هنوز است در گیر این معضل فرهنگی هستم و بارها و بارها از این ناحیه ضربه خورده ام و صدمه دیده ام . از اینکه مطلب شما باعث یک بحث فرهنگی مثبت برای
تمام ماست ازشما بی نهایت ممنونم. همواره شاد و پرتلاش با شید
با تجدید احترام
شهرام صاحب الزمانی
اراک
ولي فكر ميكنم خود اين آدم خيلي راحت تر از اطرافيانش با اين مسئله كنار اومده. حتماً هم از نگاههاي اطرافيانش خسته شده....
من رو به ياد اسكار و بانوي گليپوش انداخت...ه
داریوش غریب زاده
بلی. همسایه تمامی ابنای بشر.درست به وسعت همین کلمه ای که تو به کار بردی. باور نمی کنم که این مرد چینی ، یک دوست نزدیک من نباشد. برای همین خواستم که به او فکر کنیم: و شاید اینگونه برایش انرژی بفرستیم
چقدر زیبا ست امتداد تفسیرها....
کاش می تونستید عکسی قبل از این بیماری او به دست بیاورید.
صبا
n-n
تنها چیزی که به ذهنم رسید این شعر فروغ بود که ممکنه حال این مرد رو بیان کنه
من از نهایت شب حرف می زنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
بيشتر تصوير آن زن كه به نظر ما سالم است و(به نظر ها ي نا خودآگاه اين يعني آدم!!!!) نظرم را جلب مي كند
کامنتهای قشنگ دوستان رو خوندم ولی فکر می کنم اون قطره اشک نشون میده که این پسر جوان هنوز با اندوه بزرگ موقعیتش کنار نیامده
ای کاش هیچکس از او عکس نمی گرفت. کاش فقط یک نفر کنارش می نشست و گوش می داد به تمام گریه هاش
حتی فکر نمی کنم روحی بزرگ هم بتونه تسکینی باشه برای تحمل چنین فاجعه ای
باید خدا لحظه ای بیاد پایین و دسته صندلی چرخدارش رو بگیره و کنار گوشش بگه: نگران نباش، این فقط یک بازیه
کیارنگ مرسی ازت برای این نکته بینی ها و این به اشتراک گذشتن ها.
به او فکر کنید، بهترین عنوانی که می شود برای چنین گزارش تصویری نوشت.
خوب است یاد بگیریم به خیلی چیزها خارج از خودمون فکر کنیم ، به آدم ها و به تمام آنچه بر سر آدم ها می آید این روزها.
...
من هنوز به دختری که صورتش مورد اصابت گلوله ی پسر قرار گرفته فکر می کنم،و عکس هایش را نگاه میکنم.این ها همه حادثه هاییست که ممکن است برای ما باشد،باید به او فکر کنیم
saeede kamrani
یا
آدمی دیگر بباید ساخت، وز نو عالمی
من نمیدانم.
من چه میدانم.
تو کی هستی کیارنگ؟
و جمله به او فكر كنيد كه غفلت رو از شكر نعمت به ياد مياره
اولين لحظه اي كه اي عكسارو ديدم گفتم اگه من جاي او بودم چه مي كردم؟؟؟
ممنون از اين انتخاب عاليتون
با آرزوي موفقيت براي شما
خیلی وحشتناک بود.
توی این عکس اولی مثل اینکه شیمی درمانی کرده چون مو نداره.ولی من مطمئنم که حالش بهتر می شه چونکه
موهاش در اومده.
این عکس ها رو شما ازش گرفتی؟
ظاهر صورت این مرد سیرت باطن ماست؟
بسیار بسیار خوشحالم که پیداتون کردم
ارشاد شفاعی